نوروز چیست؟ whats norouz?

15 03 2007

نوروز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

چیدن سفره هفت سین از آئین‌های نوروزی است.

چیدن سفره هفت سین از آئین‌های نوروزی است.

نوروز، از جشن‌های باستانی ایرانیان است که امروزه در محدوده جغرافیایی ایران زمین یعنی در کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بخش‌های کردنشین کشورهای عراق و ترکیه و سوريه، در روز ۱ فروردین (۲۱ مارس) هرسال برگزار می‌شود. برگزاری جشن نوروز همچنین در زنگبار واقع در افریقای شرقی که در قدیم سکونتگاه ایرانیان مهاجر بوده رواج دارد.(نگاه کنید به نوشتار: کشور های نوروز)

عده زیادی فرق میان نوروز و لحظهٔ تحویل سال نو را درست نمیدانند. تعریف درست نوروز نخستین روز سال در تقویم ایرانی است یعنی یکم فروردین ماه و یا روز اورمزد از ماه فروردین. لحظهٔ آغاز نوروز درست پس از نیمه شب است و این یک لحظهٔ «تقویمی» است. لحظهٔ تحویل سال یک واقعه یا لحظهٔ «طبیعی» است و زمان آن می‌تواند ساعت‌ها با لحظهٔ آغازین روز یکم فروردین فاصله داشته باشد. بنابراین، لحظهٔ تحویل سال در سراسر جهان یکیست، ولی لحظهٔ آغاز نوروز (یکم فروردین) نسبی است، نسبت به خط استاندارد زمان بین المللی که سابقا به خط «گرینویچ» مشهور بود و هنوز هم اکثر مردم آن را به همین نام میشناسند.

 پیشینه نوروز

به باور زرتشت، ماه فروردین (نخستین ماه گاهشماری خورشیدی ایرانیان) به فره‌وشی (سرزندگی) اشاره دارد به اينكه که دنیای مادی را در آخرین روزهای سال دچار دگرگونی می‌کند. بنابراین، زرتشتیان، ده-روز را برای اینکه روح نیاکان خود را شاد کنند، گرامی می‎دارند. ممکن است این سنت که، برخی پیش از نوروز به گورستانها می‏روند، ریشه در این باور داشته باشد. یک روایت در مورد خاستگاه نوروز این است که در این روز کیاخسرو، پسر پرویز بردینا، به تخت سلطنت نشست و ایرانشهر را به اوج شکوفایی خود رساند.

روایت دیگر این است که در این روز ویژه (یکم فروردین)، جمشید، پادشاه پیشدادی، بر روی تخت طلایی نشسته بود در حالی‏که مردم او را روی شانه‏های خود حمل می‏کردند. آنها پرتوهای خورشید را بر روی پادشاه دیدند و آن روز را جشن گرفتند.

در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (۲۱ مارس) آغاز می‏شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می‏کشیده‏است. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن‏ها یک ماه ادامه داشت. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا می‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی بود، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامی‏که پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی می‏پذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.

جشن نوروز از آیین‌های باستانی و ملی ایرانیان می‌‌باشد. جزئیات چگونگی این جشن تا پیش از دوره هخامنشیان بر ما پوشیده است. در اوستا نیز هیچ اشاره‌ای به این جشن نشده است. همچنین از دید مذهب و باورهای دینی ایرانیان باستان در ارتباط با این جشن اطلاعاتی در دست نیست. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.

با استناد بر نوشته‌های بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استان‌های گوناکون که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند می‌‌پذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ – ۴۸۶)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن می‌‌کرد.

همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن می‌‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ می‌‌شد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد می‌‌شد. و سپس والامقام‌ترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ می‌‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه می‌‌کردند. شاه پیشکش‌های نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش می‌‌کرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته می‌‌شد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ می‌‌پاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر می‌‌گفتند، آنها را برنمی داشتند.

روشن کردن آتش هنگام عصر یکی دیگر از رسومی بود که بین مردم در نوروز عمومیت داشت. ریشه مراسم روشن کردن آتش توسط ایرانیان در آخرین چهارشنبه سال نیز به همین عمل ایرانیان باستان بازمی گردد. ایرانیان باستان به آتش احترام می‌‌گذاشتند. آن زمان عقیده بر این بود که آتش موجب تصفیه هوا می‌شود.

در نخستین بامداد نوروز، مردم روی یکدیگر آب می‌‌پاشیدند. پس از گرویدن به اسلام نیز این رسم بجا مانده است با این تفاوت که به جای آب از گلاب استفاده می‌شود. از دیگر رسوم نوروز، حمام رفتن و هدیه کردن شکر به یکدیگر در روز ششم فروردین بود. و یکی از باشکوه‌ترین سنتها نیز سبز کردن دانه گیاه در یک ظرف است که به آن “سبزه” گویند.

 

آیین‌های نوروزی

از جشن‌های متعددی که در ایران باستان مرسوم بوده، یا از جشن‌های اندکی که از آن عهد به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچک‌تر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن می‌آید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سين است.

نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده است که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پاره‌ای در دگرگشت‌های زمانه از بین رفته‌اند. از رسم‌های بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است.

 

خانه تکانی

خانه تکانی از دیگر آئین‌های نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز (سال نو)خانه تکانی شروع می‌شود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و شستشو می‌شود و پاک و پاکیزه می‌گردد.

چنان زوایای خانه را می‌‌روبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد.

وسواس برای این پاکیزه سازی تا به حدی است که در و دیوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال یکبار نقاشی می‌شود.

پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن می‌شود. مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرف‌هایی زیبا می‌‌ریزند و خیس می‌دهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد.

 

 کارت شادباش

کاری که پس از شکل گیری روش‌های جدید ارتباطی مانند نامه‌نگاری، یا شکل جدیدتر آن نامه‌های الکترونیکی رواج یافته، ارسال کارت شادباش است؛ یک هفته پیش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارت‌های شادباش فرا می‌رسد، فرستادن کارت شادباش برای همه دوستان و آشنایان، و اقوامی که در دیگر کشورها یا شهرها زندگی می‌کنند، البته کاری پسندیده است، امروزه و بعد از رواج تلفن بیشتر به یک تلفن برای گفتن تبریک سال نو پس از تحویل سال بسنده می‌کنند.

 

دید و بازدید

دید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲ فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و… می‌‌روند.

روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا می‌‌رسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر می‌‌زنند و دیدارها تازه می‌کنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورت‌هایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می‌‌شمارند و راه آشتی و دوستی در پیش می‌‌گیرند.

 

 مسافرت نوروزی

از آنجا که مدارس در ایام نوروز تا ۱۴ فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست می‌آید. پس گروه کثیری از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر می‌کنند. اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر می‌‌روند و دیگران را به شام و ناهار دعوت می‌کنند. سفرهای زیارتی نیز که از دیرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به این معنی که عده زیادی شب عید به قم یا مشهد می‌‌روند و پس از یکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز می‌‌گردند.

 

دیگر آیین ها

آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بیش از امروز بوده است.

تا چند دهه پیش در برخی نواحی ایران، نوروزی خوانی مرسوم بوده است. در گیلان و مازندران و آذربایجان، از حدود یک ماه پیش از فرارسیدن نوروز، کسانی در روستاها راه می‌افتادند و اشعاری در باره نوروز می‌خواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن چنین بود:

باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهید بر دوستان، …

این پیک‌های نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول یا کالا می‌‌گرفتند و سورسات نوروزی خود را جور می‌‌کردند.

تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن «میر نوروزی» نیز یکی از آئین‌های رایج بوده است. داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را به فردی از پائین‌ترین قشرهای اجتماعی می‌سپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب می‌‌کرد و فرمان‌های شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان می‌داد.

آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع می‌‌دانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن می‌‌پرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمی‌کرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کرده است.

حافظ در این بیت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت میر نوروزی اشاره دارد:

سخن در پرده می‌‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی




What is Norouz(or noroz)?

15 03 2007

Norouz (Persian: نوروز‎ ) is the traditional Iranian new year holiday in Iran, Azerbaijan, Afghanistan, Pakistan, Turkey, Albania, Georgia, various countries of Central Asia such as Turkmenistan, Tajikistan, Uzbekistan, Kyrgyzstan, and Kazakhstan, as well as among the Iranian peoples everywhere. As well as being a Zoroastrian holiday, it is also a holy day for adherents of Sufism as well as Bahá’í Faith [1]. In Iran it is also referred to as an Eid festival, although it is not an Islamic feast. For Isma’ilis Navroz celebrates the birthday of Ali (Ali Ibn Talib), and is also celebrated as the new year festival due to the group being of Persian origin.

Norouz marks the first day of spring and the beginning of the Iranian year as well as the beginning of the Bahá’í year [2]. It is celebrated by some communities on March 21st and by others on the day of the astronomical vernal equinox (start of spring), which may occur on March 20th, 21st or 22nd.

Etymology

The word comes from the Old Persian: nava=new + rəzaŋh=day/daylight, meaning “new day/daylight”, and still has the same meaning in the modern Persian (no=new + rouz=day; meaning “new day”)[citation needed].The term Norouz first appeared in Persian records in the second century AD, but it was also an important day during the Achaemenid times (c. 648-330 AD), where kings from different nations under Persian empire used to bring gifts to the emperor (Shahanshah) of Persia on Norouz

History and Tradition

Tradition dates Noruz as far back as 15,000 years ago — before the last ice age. The mythical Persian King Jamshid (Yima or Yama of the Indo-Iranian lore) symbolizes the transition of the Indo-Iranians from animal hunting to animal husbandry and a more settled life in human history. Seasons played a vital part then. Everything depended on the four seasons. After a severe winter, the beginning of spring was a great occasion with mother nature rising up in a green robe of colorful flowers and the cattle delivering their young. It was the dawn of abundance. Jamshid is said to be the person who introduced Noruz celebrationsProphet Zoroaster (Zarathushtra) was the architect of the pre-Islamic Iranian cosmology who instituted many feasts, festivals and rituals to pay homage to the seven creations, the holy immortals and Ahura Mazda. The seven most important ones are known as Gahambars, the feasts of obligation. The last and the most elaborate was Noruz, celebrating Ahura Mazda and the Holy Fire at the spring equinox.[3]Some 12 centuries later, in 487 BC, Darius the Great of the Achaemenian dynasty celebrated the Noruz at his newly built palaces of Persepolis. A recent research shows that it was a very special occasion. On that day, the first rays of the rising sun fell on the observatory in the great hall of audience at 06-30 a.m., an event which repeats itself once every 1400-1 years. It also happened to coincide with the Babylonian and Jewish new years. It was, therefore, a highly auspicious occasion for the ancient peoples.[4] It has been suggested that the famous Persepolis complex, or at least the palace of Apadana and the “Hundred Columns Hall”, were built for the specific purpose of celebrating Norouz. However, no mention of Norouz exists in Achaemenid inscriptions .

Later it became the national holiday of Arsacid/Parthian dynastic Empires who ruled Iran (248 BC-224 AD). There are specific references to the celebration of Norouz during the reign Vologases I (51-78 AD), but these include no details.

Local variations

Norouz has been celebrated for at least 3000 years and is deeply rooted in the rituals and traditions of the Zoroastrian religion. Today, the festival of Norouz is celebrated in many countries that were territories of, or influenced by, the Persian Empire: Persia (Iran), Iraq, Afghanistan, parts of the Middle East, as well as in the former Soviet republics of Tajikistan, Uzbekistan, Azerbaijan,Turkmenistan, Kazakhstan, and Kyrgyzstan. It is also celebrated by the Zoroastrian Parsis and Iranis in India, as well as by the inhabitants of northern areas of Pakistan, mainly in Chitral. In Turkey, it is called Nevruz in Turkish, Sultan Nevruz in Albanian and Newroz in Kurdish.In most countries, the greeting that accompanies the festival is Ayd-e Norouz Mobārak (mubarak: felicitations) in Persian. In Turkey, the greeting is either Bayramınız Mubarek/kutlu olsun (in Turkish) or Cejna te pîroz be (in Kurdish).

[edit] Norouz in modern Iran

In Iran, preparations for Norouz begin in Esfand (or Espand), the last month of winter in the Persian solar calendar.

[edit] Khane Tekani

Main article: Khane Tekani

Persians, Afghans and other groups start preparing for the Norouz with a major spring-cleaning of their houses, the purchase of new clothes to wear for the new year and the purchase of flowers (in particular the hyacinth and the tulip are popular and conspicuous).

In association with the “rebirth of nature”, extensive spring-cleaning is a national tradition observed by almost every household in Persia. This is also extended to personal attire, and it is customary to buy at least one set of new clothes. On the New Year’s day, families dress in their new clothes and start the twelve-day celebrations by visiting the elders of their family, then the rest of their family and finally their friends. On the thirteenth day families leave their homes and picnic outdoors.

During the Norouz holidays people are expected to visit one another (mostly limited to families, friends and neighbours) in the form of short house visits, which are usually reciprocated. Typically, on the first day of Norouz, family members gather around the table, with the Haft Seen on the table or set next to it, and await the exact moment of the arrival of the spring. At that time gifts are exchanged. Later in the day, the first house visits are paid to the most senior family members. Typically, the youth will visit the elders first, and the elders return their visit later. The visits naturally have to be relatively short, otherwise one will not be able to visit everybody on their list. A typical visit is around 30 minutes, where you often run into other visiting relatives and friends who happen to be paying a visit to the same house at that time. Because of the house visits, you make sure you have a sufficient supply of pastry, cookies, fresh and dried fruits and special nuts on hand, as you typically serve your visitors with these items with tea or sherbet. Many Iranians will throw large Norouz parties in a central location as a way of dealing with the long distances between groups of friends and family.

Some Norouz celebrants believe that whatever a person does on Norouz will affect the rest of the year. So, if a person is warm and kind to their relatives, friends and neighbours on Norouz, then the new year will be a good one. On the other hand, if there are fights and disagreements, the year will be a bad one.

One tradition that may not be very widespread (that is, it may belong to only a few families) is to place something sweet, such as honey or candy, in a safe place outside overnight. On the first morning of the new year, the first person up brings the sweet stuff into the house as another means of attaining a good new year.

[edit] Chahârshanbe Sûrî

A man celebrating Chaharshanbe Sûrî

A man celebrating Chaharshanbe Sûrî

Main article: Chaharshanbe Suri

 Chehel Sotoun's Wall painting, that dates back to the Safavid era, depicts a Chaharshanbe Suri celebration.

Chehel Sotoun’s Wall painting, that dates back to the Safavid era, depicts a Chaharshanbe Suri celebration.

The night before the last Wednesday of the year is celebrated by the Iranian people as Chahârshanbe Sûrî Persian: چهارشنبه سوری), the Iranian festival of fire. This festival is the celebration of the light (the good) winning over the darkness (the bad); the symbolism behind the rituals are all rooted back to Zoroastrianism.

The tradition includes people going into the streets and alleys to make fires, and jump over them while singing the traditional song Zardî-ye man az to, sorkhî-ye to az man (literally: “My yellowness for you, your redness for me; “, but figuratively: My paleness (pain, sickness) from you, your strength (health) from me.

Serving different kinds of pastry and nuts known as Ajîleh Moshkel Goshâ (lit. The problem-solving nuts) is the Chahârshanbe Sûrî way of giving thanks for the previous year’s health and happiness, while exchanging any remaining paleness and evil for the warmth and vibrancy of the fire.

According to tradition, the living are visited by the spirit of their ancestors on the last days of the year, and many children wrap themselves in shrouds, symbolically re-enacting the visits. They also run through the streets banging on pots and pans with spoons and knocking on doors to ask for treats. The ritual is called qashogh-zany (spoon beating) and symbolizes the beating out of the last unlucky Wednesday of the year.

There are also several other traditions on this night, including the rituals of Kûzeh Shekastân, the breaking of earthen jars which symbolically hold ones bad fortune; the ritual of Fal-Gûsh, or inferring one’s future from the conversations of those passing by; and the ritual of Gereh-goshâ’î, making a knot in the corner of a handkerchief or garment and asking the first passerby to unravel it in order to remove ones misfortune.

[edit] The Haft Sîn

Main article: Haft sin table

The Traditional Haft Sîn

The Traditional Haft Sîn

Haft Sîn (هفت سین) or the seven ‘S’s is a major tradition of Norouz. The haft sin table includes seven items specific starting with the letter S or Sîn (س) in Persian alphabet). The items symbolically correspond to seven creations and holy immortals protecting them. Originally called Haft Chin (هفت چین), the Haft Sin has evolved over time, but has kept its symbolism. Traditionally, families attempt to set as beautiful a Haft Sîn table as they can, as it is not only of traditional and spiritual value, but also noticed by visitors during Norouzi visitations and is a reflection of their good taste.

The Haft Sin items are:

  • sabzeh – wheat, barley or lentil sprouts growing in a dish – symbolizing rebirth
  • samanu – a sweet pudding made from wheat germ – symbolizing affluence
  • senjed – the dried fruit of the oleaster tree – symbolizing love
  • sîr – garlic – symbolizing medicine
  • sîb – apples, – symbolizing beauty and health
  • somaq – sumac berries – symbolizing (the color of) sunrise
  • serkeh – vinegar – symbolizing age and patience

Other items on the table may include:

  • traditional Iranian pastries such as baghlava, toot, naan-nokhodchi
  • dried nuts, berries and raisins (Aajeel)
  • lit candles (enlightenment and happiness)
  • a mirror (to see your reflection and recocgnize how much you have grown and developed over the previous year)
  • decorated eggs, sometimes one for each member of the family (fertility)
  • a bowl with goldfish (life, and the sign of Pisces which the sun is leaving)
  • a bowl of water with an orange in it (the earth floating in space)
  • rose water for its magical cleansing powers
  • the national colours, for a patriotic touch
  • a holy book (e.g., the Qur’an, Avesta, Kitáb-i-Aqdas, Bible, or Torah) and/or a poetry book (almost always either the Shahnama or the Divan of Hafez)

[edit] Hâjji Fîrûz

The traditional herald of the Norouz season is called Hâjji Fîrûz (or Khwaja Pîrûz). He symbolizes the rebirth of the Sumerian god of sacrifice, Domuzi, who was killed at the end of each year and reborn at the beginning of the New Year.[5]

He usually uses face paint to make his skin black and wears a red costume. Then he sings and dances through the streets with tambourines and trumpets spreading good cheer and heralds the coming of the New Year. Mehrdad Bahar, iranologist, suggests in his book that this borrowing of the Domuzi/Tammuz tradition from the ancient non-Iranian civilizations in Mesopotamia happened with the arrival of the Iranian tribes to the western parts of the Iranian Plateau at the beginning of the 1st millennium BC. This borrowing may according to Bahar be true for the whole Norouz tradition itself as Indo-Iranian tribes before that did not have this tradition while the civilizations of Mesopotamia did. This later spread to all areas where Iranian culture was present but was lost by the non-Iranian cultures of Mesopotamia.

[edit] New Year Dishes

  • Sabzi Polo Mahi: The New Year’s day traditional meal is called Sabzi Polo Mahi, which is rice with green herbs served with fish. The traditional seasoning for Sabzi Polo are parsley, coriander, chives, dill and fenugreek.
  • Reshteh Polo: rice cooked with noodles which is said to symbolically help one succeed in life.
  • Dolme Barg : A traditional dish of Azeri people, cooked just before the new year. It includes some vegetables, meat and cotyledon which have been cooked and embedded in vine leaf and cooked again. It is considered useful in reaching to wishes.
  • Kookoo sabzi : Herbs and vegetable souffle, traditionally served for dinner at New Year. A light and fluffy omelet style made from parsley, dill, coriander, spinach, spring onion ends, and chives, mixed with eggs and walnut.

[edit] Sizdah Bedar

Main article: Sizdah Bedar

The thirteenth day of the New Year festival is Sizdah Bedar (literally meaning “thirteen to the door”, figuratively meaning “hit the outdoors on the thirteenth”), is a day of festivity in the open, often accompanied by music and dancing. The day is usually spent at family picnics.

The thirteenth day celebrations, Seezdah Bedar, stem from the belief of the ancient Persians that the twelve constellations in the Zodiac controlled the months of the year, and each ruled the earth for a thousand years. At the end of which, the sky and the earth collapsed in chaos. Hence, Norouz lasts twelve days and the thirteenth day represents the time of chaos when families put order aside and avoid the bad luck associated with the number thirteen by going outdoors and having picnics and parties.

At the end of the celebrations on this day, the sabzeh grown for the Haft Seen (which has symbolically collected all the sickness and bad luck) is thrown into running water to exorcise the demons (divs) from the household. It is also customary for young single women to tie the leaves of the sabzeh before discarding it, so expressing a wish to be married before the next year’s Seezdah Bedar.

[edit] Norouz in Afghanistan

In Afghanistan, Nowroz festival is traditionally celebrated for 2 weeks. Preparations for Nowroz start several days beforehand, at least after Chaharshanbe Suri, the last Wednesday before the New Year. Among various traditions and customs, the most important important ones are:

  • Haft Mewa: In Afghanistan, they prepare Haft Mewa (Seven Fruits) instead of Haft Sin which is common in Iran. Haft Mewa is like a Fruit salad made from 7 different Dried fruits, served in their own syrup. The 7 dried fruits are: Raisin, Senjed (the dried fruit of the oleaster tree), Pistachio, Hazelnut, Prune (dry fruit of Apricot), Walnut and whether Almond or another species of Plum fruit.
  • Samanak: It is a special type of sweet dish made from Wheat germ. Women take a special party for it during the night, and cook it from late in the evening till the daylight, singing a special song: Samanak dar Josh o mā Kafcha zanem – Degarān dar Khwāb o mā Dafcha zanem
  • Gul-e Surkh Festival: It is an old festival celebrated only in Mazari Sharif for 40 days. People travel from different parts of the country to Mazar in order to attend the festival. It is celebrated along with the Janda Bālā ceremony which is a specific religious ceremony performed in the holy blue mosque of Mazar that is believed (mostly by Sunnite Afghans) to be the site of the tomb of Ali ibn Abi Talib, the fourth caliph of Islam. The ceremony is performed by raising a special banner in the blue mosque in the first day of year (i.e. Nowroz). The Guli Surkh party continues with other special activities among people in the Tulip fields and around the blue mosque for 40 days.
  • Buzkashi: Along with other customs and celebrations, normally a Buzkashi tournament is held. The Buzkashi matches take place in northern cities of Afghanistan and in Kabul.
  • Special cuisines: People cook special types of dishes for Nowroz, especially on the eve of Nowroz. Normally they cook Sabzi Chalaw, a dish made from rice and spinach, separately. Moreover, the bakeries prepare a special type of cookie, called Kulcha-e Nowrozī, which is only baked for Nowroz. Another dish which is prepared mostly for the Nowroz days is Māhī wa Jelabī (Fried Fish and Jelabi) and it is the most often meal in picnics. In Afghanistan, it is a common custom among the affianced families that the fiancé’s family give presents to or prepare special dishes for the fiancée’s family on special occasions such as in the two Eids, Barā’at and in Nowrouz. Hence, the special dish for Nowroz is Māhī wa Jelabī.
  • Sightseeing to Cercis fields: The citizens of Kabul go to Istalif or other green places around where the Cercis flowers grow. They go for picnic with their families during the first 2 weeks of New Year.
  • Jashni Dehqān: Jashni Dehqan means The Festival of Farmers. It is celebrated in the first day of year, in which the farmers walk in the cities as a sign of encouragement for the agricultural productions. In recent years, this activity is being performed only in Kabul and other major cities, in which the mayor and other high governmental personalities participate for watching and observing.

[edit] Newroz celebration by Kurds

Kurds celebrating Nouruz in Istanbul, 2006.

Kurds celebrating Nouruz in Istanbul, 2006.

Main article: Newroz as celebrated by Kurds

The Kurds celebrate this Iranian feast between 18th till 21st March. The word Norouz is pronounced as ‘Newruz’ by the Kurds. It is one of the few ‘peoples celebrations’ that has survived and predates all the major religious festivals.

With this festival Kurds gather into the fairgrounds mostly outside the cities to welcome spring. Women wear gaily colored dresses and spangled head scarves and young men wave flags of green, yellow and red, the colors of the Kurdish people. By lighting fire and dancing around it they hold this festival [3], also see: [4].

The Kurdish greetings that accompany the festival are Newroz píroz be! meaning Happy Newroz! or Bijí Newroz! meaning Long live Newroz!

The festival was illegal until 2000 in Turkey, where most of the Kurds live [5], and Turkish forces arrested Kurds celebrating Newroz [6]. In Newroz 1992 at least 70 people celebrating the festival were killed by Turkish security forces [7]. The official Turkey now celebrates Nevruz as a Turkish spring holiday. Newroz is however still considered as a potent symbol of Kurdish identity in Turkey. Newroz celebrations are usually organised by Kurdish cultural associations and pro-Kurdish political parties. Thus, the Democratic Society Party was a leading force in the organisation of the 2006 Newroz events throughout Turkey. In recent years the Newroz celebration gathers around 1 million participants in Diyarbakır, the biggest city of the Kurdish dominated Southeastern Turkey. As the Kurdish Newroz celebrations in Turkey often are theater for political messages, the events are frequently criticized for rather being political rallies than cultural celebrations.

[edit] Bahá’í Faith

The Bahá’í Faith, a religion with its origin in Iran, celebrates this day (spelling it “Naw Rúz”) as a religious holiday marking not only the new year according to the Bahá’í calendar, but the end of their Nineteen Day Fast. Persian Bahá’ís still observe many Iranian customs associated with it, but Bahá’ís all over the world celebrate it as a festive day, according to local custom. American Bahá’í communities, for example, may have a potluck dinner, along with prayers and readings from Bahá’í scripture. While Naw Rúz, according to scripture, begins on the vernal equinox, Bahá’ís outside Iran currently celebrate it on March 21, regardless of what day the equinox falls. Bahá’ís are required to suspend work and school in observance.

Although the Persian calendar is very precise about the very moment that the astronomical new year begins, in Iran, the 24-hour period (as per “wall clock” time) in which the astronomical new year begins is treated as Naw Ruz.

[edit] Fasli

Adherents of the Fasli variant of the Zoroastrian calendar also celebrate Norouz as the first day of the New Year. Other variants of the Zoroastrian calendar celebrate the Norouz twice: once as Jamshedi Norouz on March 21st as the start of spring, and a second Norouz, in July/August (see Variations of the Zoroastrian calendar), as either new year’s eve or new year’s day. That the second Norouz is celebrated by some as the last day of the year (contrary to what might be expected from a term that means “new day”), may be due to the fact that in ancient Persia the day began at sunset, while in later Persian belief the day began at sunrise.

[edit] Norouz around the world

Norouz is celebrated by Iranians publicly worldwide. It is publicly celebrated in the Caucasus region and central Asia. It is a colorful holiday in: Azerbaijan [8], Turkmenistan [9], Tajikistan [10], Uzbekistan [11], Pakistan [12], Kazakhstan [13], and Kyrgyzstan [14].

In Albania Sultan Nevruz is celebrated as a manily mystical day by the Bektashi sect, there are special ceremonies in the Tekke led by the clergy and large meals are served there. It is considered the historical Albanian New Year by the Bektashis, who refer to old Illyrian evidence.

Norouz is also celebrated by Kurds in Iraq[15] and Turkey [16] as well as by Parsis in India and Pakistan.

Other notable celebrations take place by Iranians in America, such as Los Angeles [17] and Toronto and in United Kingdom, mainly in London [18].

But because Los Angeles is prone to devastating fires, there are very strict fire codes in the city. No fires are allowed even on one’s own property. Usually, Iranians and Azerbaijanis living in Southern California go to the beaches to celebrate the event where it is permissible to build fires. [19]

[edit] Trivia

On June 1, 2006, the word for Norouz was used in the final session of the 2006 Scripps National Spelling Bee in the United States. 11-year-old contestant Allion Salvador of Fort Lauderdale Florida was eliminated from the top 13 contestants in the final rounds for offering the spelling “naoruse” rather than the spelling “nauruz” that was considered correct for the competition [20] [21]. The official pronouncer prompted Salvador with a pronunciation in which the first syllable was pronounced like the English word “now” rather than “no”, and indicated that no alternative pronunciations were available. The origin of the word was described as Persian and the definition given was, approximately, the Persian New Year holiday. It is noteworthy that there appears to be little agreement over how to spell this word in English and that neither the spelling considered official by Scripps nor the offered pronunciation would appear to be considered correct by most people familiar with the word





حقيقت كربلا/ حركت تاريخي امام حسين (ع) به سمت كوفه

22 01 2007

هنگامي كه امام حسين (ع) تصميم گرفت از مكه به سمت كوفه حركت كند، براي بني هاشم كه در مدينه بودند چنين نامه‌اي نوشت : بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم من‌الحسين بن علي‌الي بني هاشم، اما بعد،فانه مالحق بي‌منكم استشهد و من تخلف عني لم يبلغ الفتح والسلام …

به نام خداوند بخشنده مهربان.از حسين فرزند علي به‌بني هاشم، اما بعد:
بدانيد كه هر كس به من پيوست، به شهادت خواهد رسيد و كسي كه به مخالفت از پيروي من كرد، به پيروزي و سعادت نخواهد رسيد.(بصائرالدرجات، ص ‪ -۴۸۱‬دلايل الامامه طبري ، ص ‪( ۷۷‬
امام همچنين به “ام سلمه ” همسر پيامبر اعظم (ص) كه به بدرقه وي آمده بود، فرمود:اي مادر!اگر امروز نروم فردا مي‌روم و اگر فردا نروم روز بعدش مي روم، من آن روز و ساعت و مكاني را كه در آن كشته مي‌شوم مي‌دانم و جاي دفن خود مي‌شناسم و اگر بخواهي محل شهادت خود را به تو نشان خواهم.(خرائج راوندي، ص ‪( ۲۶‬
اين مقدمات نشان مي‌دهد كه امام براي رفتن نه تنها قصد جدي داشت و آن را يك تكليف مي‌دانست بلكه براي رفتن خود به سمت كوفه و كربلا برنامه ريزي كرده بود.

از جمله كساني كه امام حسين (ع) هنگام عزيمت از مكه به سمت كوفه با وي گفت و گو كرد، “ابن عباس” است. در روز هشتم ذي الحجه يا قبل از آن بود كه ابن عباس به امام گفت :اي پسر عمو! بگو بدانم تصميم تو چيست ؟ امام حسين (ع) در پاسخ فرمودند: من به خواست خدا امروز يا فردا عازم حركت به سوي عراق هستم .( تاريخ طبري ، ص ‪( ۲۷۳‬
در همان منبع ذكر شده است كه وقتي ابن عباس از امام خواست كه به سوي كوفه نرود، امام حسين در پاسخ فرمود: ابن عباس ! اينها نامه‌هاي بسياري است كه اهل كوفه نوشته‌اند و مرا دعوت كرده‌اند ، ناگزير بايد دعوت آنها را بپذيرم .

” عبدالله‌بن جعفر طيار” همسرحضرت زينب (س) نيز از جمله بدرقه‌كنندگان امام حسين (ع) بود.

همان گونه كه پيشتر ذكر شد، امام حسين (ع) قبل از ترك مكه خطبه‌اي را خواند. آن خطبه مشهور به “خط الموت” است كه در چند محور عمده ” نزديكي مرگ به انسان ، اشتياق امام به مرگ به مثابه علاقه يعقوب به يوسف ، نداشتن راه فرار آدمي از مرگ ، رضاي خداوند، پاداش صابران ، نزديكي مومن به رسول الله(ص)، اعلام آماده‌باش به كاروانيان و به‌كاربردن لفظ “جانباز و ايثارگر” ، توسط امام حسين (ع) بيان شد.
* عزيمت امام از مكه به سمت كوفه و تغيير رفتار كوفيان
در روز هشتم ذي الحجه سال ‪ ۶۰‬هجري (‪ ۱۶‬شهريور‪ ۵۹‬شمسي و چهارم آگوست ‪ ۶۸۰‬ميلادي) امام همراه با كاروانيان از مكه خارج شد. ايشان با كاروان خود براي رسيدن به كوفه و كربلا ناچار بايد از منازل متعددي عبور مي‌كرد. در هر يك از اين منازل اتفاقاتي رخ مي‌داد كه در تاريخ ثبت شده است.

به دليل گسترده بودن اين اتفاقات، تنها به ذكر نام اين منازل و برخي رويدادهاي مهم مربوط به آن كه حكايت از صبر و بردباري و نيز علم و آگاهي امام به خصوص به رويكرد مردم كوفه دارد، اشاره‌اي مختصر خواهد شد.

“تنعيم ” ( محلي كه امروزه در داخل شهر مكه است و مسجدي در آن بنا شده كه اين محل يكي از ميقات‌هايي است كه حاجيان مي‌توانند در آن محرم شوند)، “صفاح “، ” ذات عرق”، ” خزيمه”، ” زرود” ( در اين محل يكي از نزديكترين ياران امام و از شهداي والامقام كربلا به‌نام زهير بن قين با دعوت مستقيم خود امام به وي پيوست )، ” ثعلبه” ، ” شقوق ” ، ” زباله” ، ” بطن العقبه” ، ” شراف “، ” بيضاه”، ” رهيمه “، ” قادسيه “، ” عذيب‌الهجانات”، ” مقاتل” و در نهايت چند روستاي نزديك به كربلا منازلي بودند كه امام در آن جا منزل مي‌كرد و حتي خطبه ايي را نيز مي‌خواند.

پس از اين منازل كاروان امام در نهايت به سرزميني به نام نينوا و يا كربلا مي‌رسد كه در اين مكان واقعه عاشورا به وقوع پيوست.

امام بارها در اين منازل و خطاب به بسياري از ياران و مردم روستايي و نيز شيعيان خود در بي‌وفايي دنيا و نيز برخي عادات و رفتار مردم كوفه سخن مي‌گفت.

امام در منزل گاه “صفاح ” (چند فرسخي مكه) با “فرزدق ” شاعر معروف و آگاه كه از كوفه مي‌آمد، ملاقات كرد و به او فرمود: در مورد من از كوفه چه خبر؟ و فرزدق پاسخ داد: قلوبهم معك والسيوف مع بني اميه و القضاء ينزل من السماء( دل‌هاي آنان با تو است! ولي شمشيرهايشان با بني اميه ، و قضا و تقدير از طرف خدا است).

اما پس از اين در كوفه اتفاقاتي افتاد كه شرح اين اتفاقات به امام نيز گزارش مي‌شد.

در منزلگاه “زباله” عبدالله بن سليمان به حضور امام رسيد و عرض كرد :
روز گذشته شخصي در بين راه به ما رسيد و از جاده منحرف شد، من از او پرسيدم، از كوفه برايم بگويد. اگر اجازه مي‌فرماييد آشكارا بگويم و اگر نه پنهان و محرمانه بگويم. امام فرمود: من چيزي را از اصحاب خود پنهان نمي كنم ، آشكار بگو.

عبدالله به امام عرض كرد: در كوفه مسلم و هاني را كشتند و پيكر پاك آن دو را در كوچه و بازار كوفه مي‌كشاندند. امام فرمود: انالله وانا اليه راجعون. و اين آيه را چند بار تكرا كرد.

در منزلگاه “شقوق” شخصي كه از طرف كوفه مي‌آمد، به امام گفت : مردم در كوفه عليه شما اجتماع كرده اند.

امام فرمود:امور در دست خداست ، هرچه خدا خواست همان مي‌شود و پرودگار ما هر روز داراي شان و ويژگي خاصي است. آنگاه اين اشعار خواند:
فان تكن الدنيا تعد نفيسه فدار ثواب الله اعلي و انبل
و ان تكن الارزاق قسما مقدرا فقله حرص المرء في الكسب اجمل و ان تكن الابدان للموت انشات فقتل امري بالسيف في الله‌افضل “اگر دنيا هر چند خانه خالي به شمار آيد ولي خانه پاداش خدا ( آخرت) بالاتراست و اگر رزق و روزي ها، بر اساس مقدرات الهي تقسيم شود، پس حرص كم مرد براي كسب آن نيكو تر است و اگر بدن‌ها براي مرگ ايجاد شده ، پس كشته شدن با شمشير در راه خدا بهتر است.(مقتل الحسين مقرم ، ص ‪ ۲۱۰‬همچنين ، مقتل خوارزمي ، ص ‪(۲۲۳‬





گزارش كامل ميزگرد بازتاب رسانه‌اي اعدام صدام

19 01 2007

به گزارش خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس، بعد از ظهر ديروز سه‌شنبه كنفرانس مطبوعاتي بازتاب رسانه‌اي اعدام صدام با حضور جمعي از صاحبنظران و كارشناسان امور رسانه‌اي در موسسه روزنامه ايران برگزار شد.

* فضائلي: بدنبال دامن زدن به اختلافات فرقه اي در عراق هستند

مهدي فضائلي مدير عامل خبرگزاري فارس با بيان اين‌كه يكي از دلايل اهميت بررسي بازتاب اخبار مربوط به اعدام صدام اين است كه وي يك عنصر خبرساز طي دو سه دهه اخير بوده، تصريح كرد: اما دليل مهم‌تر اين است كه ما انتظاراتي را در مورد نحوه بازتاب و انعكاس اعدام صدام داشتيم و داريم كه احساس مي‌كنيم آن‌چه اتفاق افتاده با انتظارات ما خيلي منطبق نيست. بنابراين، اين سوال به طور جدي‌تر ما را بر اين وا مي‌دارد كه به بررسي نحوه اين بازتاب بپردازيم.
به گفته وي، انتظارات ما نيز از شخصيت صدام و عملكرد او در دوران حيات و حكومتش شكل گرفته است. او نزديك به سه دهه در عراق حكومت كرد و اتفاقات زيادي در اين دوره رخ داد. آن اتفاقاتي كه به بعد از انقلاب اسلامي برمي‌گردد نيز اتفاقات گسترده‌اي است. حمله به ايران و تحميل يك جنگ 8 ساله به ما، حمله به كويت در سال 91، مسايل داخلي عراق و قيام اكراد در شمال و شيعيان در جنوب و نحوه برخورد بي رحمانه صدام با اين قيام‌ها و درنهايت جنگ سال 2003 و رويارويي آمريكا و متحدينش با صدام، مجموعه‌اي از اقداماتي است كه نتيجه آن كشتار صدها هزار انسان در داخل عراق، ايران و كويت بوده است.
سخنگوي انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان همچنين با بيان اين‌كه اين اقدامات و استبداد داخلي در عراق، زمينه‌‌ساز حضور آمريكا در منطقه نيز بوده است، تصريح كرد: ماحصل تمامي اين اتفاقات را كه بررسي مي‌كنيم به اين نتيجه مي‌رسيم كه مجموعه فعاليت‌هاي صدام در جهت سياست‌هاي آمريكا بوده كه يا با هماهنگي با آن‌ها صورت گرفته و يا مورد بهره برداري امريكا بوده است.
وي يادآور شد: مجموعه اتفاقاتي كه در طول 8 سال دفاع مقدس افتاد، هم از ناحيه آمريكا و اروپا و هم كشورها عربي، مورد حمايت‌هاي سياسي، نظامي،اقتصادي و اطلاعاتي گسترده از صدام بوديم. در جريان حمله عراق به كويت هم، چند روز قبل از انجام حمله، صدام در ديداري با سفير آمريكا در عراق با اين موضع‌گيري از ناحيه آمريكا مواجه مي‌شود كه ايالات متحده در مداخلات مرزي عراق و كويت دخالتي نمي‌كند و به عبارت ديگر چراغ سبزي از سوي آمريكا نشان داده شد.
فضائلي در ادامه يادآور شد: بعد از مصوبه شوراي امنيت براي خروج عراق از كويت و تن ندادن بغداد به اين قطعنامه، آمريكا و انگليس و تعداد ديگري از كشورهاي عضو شوراي امنيت به عراق حمله مي‌كنند و عراق با تلفات بالايي عقب‌نشيني مي‌كند. در اين مرحله محدوديت‌هايي براي عراق در نظر گرفته مي‌شود كه يكي از مهمترين‌هاي آن، ايجاد منطقه ممنوعه پروازي براي عراق است؛ اما مي‌بينيم كه در جريان سركوب شيعيان و اكراد توسط صدام، اين محدوديت با مجوز آمريكا ناديده گرفته مي‌شود و به رقم جنايت‌هاي وحشيانه عليه شيعيان و كردها هيچ واكنشي از سوي كشورهايي كه صدام را امروز به عنوان جاني عليه بشريت محاكمه كردند، صورت نمي‌گيرد.
به گفته مديرعامل خبرگزاري فارس، يكي از طبيعي‌ترين انتظارات اوليه‌اي كه همه داشتند اين بود كه حالا كه فرصتي بدست آمده فردي با چنين سطحي و چنين اقداماتي بازداشت شده و در اختيار قوه قضاييه عراق بوده، از اين فرصت بايستي بهترين بهره‌برداري در جهت بازخواني شفاف در خصوص آن‌چه در طول اين سال‌ها صورت گرفته انجام شود. ولي ما مي‌بينيم در مجموع جناياتي كه صدام مرتكب شده، آنچه به عنوان محور اصلي در اين محاكمات برجسته مي‌شود، كشتار 140 نفر شيعه در يكي از روستاهاي عراق است. او به اين اتهام محكوم به اعدام مي‌شود و با يك انعكاس رسانه‌اي حساب شده و قطره‌اي كه هر روز تصاوير جديدتري از آن منتشر خواهد شد، اعدام مي‌شود و گناه آن نيز به گردن شيعيان مي افتد.
سخنگوي انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان با بيان اين‌كه از مجموع فرآيند بازداشت، محاكمه و اعدام صدام مي‌توان چند نتيجه استخراج نمود، ‌اظهار داشت: نكته اول اين است كه عمداً يا سهواً‌ به خوبي تلاش شده كه همان طور كه حيات صدام در خدمت منافع دشمنان بشريت بوده، مرگ او هم در جهت استمرار اين اهداف باشد.
فضائلي در ادامه با بيان اين‌كه آن چه در محاكمه و اعدام صدام صورت گرفت، با يك انحصار رسانه‌اي بود، يادآور شد: رسانه‌هايي كه اجازه داشتند در جلسات محاكمه صدام حضور يابند و تصاويري را از اين جلسات منعكس كنند و همچنين رسانه‌هايي كه توانستند در جريان اعدام صدام حضور پيدا كنند و تصوير بگيرند، رسانه‌هايي محدود و حساب‌شده بودند. مدير عامل خبرگزاري فارس در توضيح اين مطلب گفت:ما حتي براي گرفتن از يكي از جلسات دادگاه صدام عكاس فرستاديم و پيگيري‌هاي زيادي انجام داديم، اما مشخصاً گفتند كه فقط برخي رسانه‌ها اجازه گرفتن تصوير دارند.
وي يادآور شد: مجموعه تصاويري كه شما از دادگاه صدام تا زمان اعدام مي‌بينيد تصاويري است كه همه حاكي از نوعي صلابت و اقتدار و در برخي مواقع مظلوميت است آن هم با آن سوابق پر از جنايت. نوري كه به صورت صدام حسين هنگام اعدام تابيده شده و يا لباسي كه بر تن او كرده‌اند همه حاكي از نوعي صلابت در چهره صدام است.
وي با بيان اين‌كه در جريان محاكمه و اعدام صدام تلاش شده كه به گونه‌اي عمل شود تا زمينه مناسبي براي اختلافات فرقه‌اي در عراق ايجاد شود، اظهار داشت: اين‌كه در بين جنايات صدام بر روي كشتار تعدادي از شيعيان تمركز مي‌شود، زمينه‌سازي براي افزايش اختلافات فرقه‌اي در كشور عراق و ديگر كشورها مي‌شود.
مديرعامل خبرگزاري فارس تصريح كرد: مجموعه اظهاراتي كه دولتمردان عربي انجام دادند و رسانه‌ها هم به آن پرداختند بر اين متمركز شده بود كه آيا نحوه اين اعدام درست بوده يا خير؛ و به هيچ وجه پرسيده نشد كه او چه فردي بوده و چه سوابق و جرايمي داشته است. بسياري از اعدام وي ابراز تاسف مي‌كنند، برخي محكوم مي‌كنند و برخي از كشورها مثل آمريكا، استراليا، فرانسه و انگليس مي‌گويند به عنوان يك تصميم داخلي عراق، ما به آن احترام مي‌گذاريم. اين بايد بررسي شود تا بعد از مدتي اين اتفاق نيفتد كه ما از صدام چهره‌اي شجاع و ضداستعماري ببينيم.
وي با بيان اين‌كه شايد در موضع‌گيري‌هاي انجام شده، عجيب‌ترين آن‌ها، موضع‌گيري حماس بوده است، اظهار داشت: تعبيري كه حماسي‌ها داشتند اين بود كه گفتند اين يك ترور سياسي است.البته ريشه‌هاي اين اظهار نظر به اين جا برمي‌گردد كه صدام كمك‌هاي زيادي به حماس مي‌كرد. كمك به خانواده‌هاي شهداي حماس و زدن موشك به اسراييل، چهره‌اي مثبت و ضداسراييلي از صدام ساخته بود و تا قبل از حماسه لبنان توسط سيد حسن نصرالله رهبر بودن صدام در جهان عرب عليه اسرائيل به صورت جدي مطرح بود.
فضائلي با انتقاد از سخنان يكي از سخنرانان اين كنفرانس خبري مبني بر اين‌كه الجزيره قصد تعرض به شيعه را ندارد و مي‌خواهد فقط از صدام يك قهرمان بسازد،‌ خاطرنشان كرد: من فكر مي‌كنم اين دو مسئله با هم مانعة‌الجمع نيست يعني الجزيره هم مي‌تواند يك چهره قهرمانانه از صدام بسازد و هم فضايي عليه شيعه ايجاد كند. به خصوص اگر سابقه الجزيره را در دامن زدن به حوادث خوزستان ايران بررسي كنيم به اين نتيجه مي‌رسيم كه اين سياست خيلي هم كمرنگ نيست.
مديرعامل خبرگزاري فارس با بيان اين‌كه براي همگرايي رسانه اي غربي ها با يكديگر و همگرايي رسانه‌هايي مثل الجزيره، نيازي به وجود يك شوراي مركزي يا برگزاري جلسات هماهنگي وجود ندارد، تصريح كرد: براي اين رسانه‌ها چنين مسئله‌اي نه شدني است و نه ضرورتي دارد. بلكه مديريت در اين بخش است كه كساني كه در سازماندهي افكار عمومي دنيا ايفاي نقش مي‌كنند مديريت‌شده انتخاب شده‌اند و هر رسانه‌اي اجازه ورود به اين مسائل را در اين حد ندارد. وقتي اين كار مديريت شود، ديگر به برگزاري جلسات هماهنگي نيازي نيست. وقتي آدم‌هايي براي مسئله اطلاع‌رساني انتخاب مي‌شوند كه رسانه‌اي را ايجاد كنند تفكر فرد، مواضع رسانه را نيز در برهه‌هاي مختلف نشان مي‌دهد.
فضائلي تصريح كرد: اين سوال به صورت جدي براي من مطرح است كه چرا كشورهايي كه هيچ محدوديتي‌ در امكانات مالي براي ايجاد يك رسانه بين‌المللي ندارند درصدد ايجاد رسانه‌هايي مانند رويترز، AFP ،BBC يا CNN نيستند درحالي‌كه هرگونه امكانات آن را دارند. چرا ژاپن كه حجم امكانات مالي رسانه‌هاي آن در سطح بسياري از رسانه‌هاي مطرح جهان است، 24 ساعته اخبار شبكه BBC يا CNN را ترجمه مي‌كند؟ بخشي از پاسخ به اين برمي‌گردد كه فضاي رسانه‌اي در دنيا يك فضاي رسانه‌اي مديريت شده است. در مورد الجزيره نيز سوالات بسيار جدي مطرح است كه چرا اين شبكه درست بعد از تعطيلي BBC عربي وارد فضاي رسانه‌اي شد و بالاخره اين شبكه عربي چه جايگاهي دارد؟
سخنگوي انجمن‌ روزنامه‌نگاران مسلمان در ادامه يادآور شد: زماني كه حكم اعدام صدام صادر شد، اين حكم بايستي توسط رئيس‌جمهور عراق امضا مي‌شد، اما طالباني از اين مسئله خودداري كرد و اين كار به نوري مالكي به عنوان رئيس‌جمهور شيعه عراق محول شد.
فضائلي تصريح كرد: به ياد دارم كه بعد از جريان حمله بغداد به كويت، صدام يك مقابله جدي با اكراد شروع كرد. آن روزها من به همراه شهيد كاظمي در آذربايجان غربي بودم و مشاهده مي‌كرديم كه تعداد زيادي از كردهاي عراق از جمله همين آقاي طالباني با بسياري از نيروهايش آواره شده بودند و براي در امان ماندن از حملات صدام تا پشت پيرانشهر ايران آمده بودند. من آقاي طالباني را در وضعيتي آواره و در كنار يك خرابه ديدم، اما ايشان با چنين سابقه‌اي كه از استبداد صدام داشت حاضر به امضاي حكم وي نشد.

*بهشتي پور:اگر نجنبيم تا 10 سال ديگر از صدام قهرمان مي‌سازند

حسن بهشتي‌پور كارشناس امور رسانه‌اي و بين‌الملل نيز با اشاره به اين كه نبايد همه رسانه‌ها را در يك جبهه و يكپارچه ديد، اظهار داشت: گاهي تصور مي شود كه مثلاً همه رسانه ها در جبهه‌اي قرار گرفته اند تا صدام را خوشنام يا بدنام كنند، اما اينگونه نيست، بلكه بايد رسانه‌ها را مورد به مورد بررسي كرد.
وي ادامه داد:به عنوان مثال الجزيره در جريان اعدام صدام، يك چهره ضد آمريكايي از صدام به نمايش گذاشت،اما العربيه بيشتر چهره ملي گرايانه و سني بودن صدام را برجسته كرد.
بهشتي پور تصريح كرد:الجزيره چون مي خواهد بر افكار عمومي كشورهاي عربي نفوذ داشته باشد، خود را منتقد آمريكا جلوه مي دهد در حالي كه قطر بزرگترين پايگاه هوايي را در اختيار آمريكا قرار داده است. نمي خواهم بگويم قطعاً شبكه الجزيره آمريكايي است، اما با تكنيك هاي خود براي نفوذ بر افكار عمومي عرب، سعي مي كند تا از صدام يك قهرمان بسازد چون كشورهاي عربي به شدت به قهرمان نياز دارند.
اين كارشناس امور رسانه‌اي با اشاره به تفكرات ضدمذهبي حزب بعث عراق، گفت : صدام بعد از سال 1991 آرم الله اكبر را بر پرچم عراق نصب كرد در حالي كه او خدماتي را به آمريكا كرده بود كه هيچ كس چنين خدماتي را انجام نداده بود.
وي جنگ با ايران ضدآمريكايي و حمله به كويت كه نتيجه آن تقويت حضور آمريكا در منطقه شد را از جمله خدمات صدام به آمريكا برشمرد و افزود: الجزيره امروز از اين مسائل حرفي به ميان نمي آورد بلكه فقط تلاش دارد تا دهه آخر عمر صدام را كه در ظاهر ضدآمريكايي بوده، بيشتر جلوه دهد.
بهشتي پور تصريح كرد : الجزيره براي جذب مخاطب عرب خود اين كار را مي كند و در نتيجه اين كار شايد يك دهه ديگر بگذرد و چهره واقعي صدام مطرح نشود بلكه از صدام يك قهرمان مي سازند.
وي با بيان اين كه در حقيقت شايد هدف الجزيره ضديت با شيعه نباشد، اما نتيجه عملكردش اين است، گفت: با مستندات مختلف مي گويم اينگونه نيست كه آمريكا همه رسانه ها را براي كار خاصي سازماندهي كند، اما نتيجه كار اين است چون طراحي اين رسانه ها به گونه اي بوده كه در خدمت منافع غرب باشد.
اين كارشناس امور رسانه اي افزود:در حادثه‌اي مانند اعدام صدام ما بايد براي رسانه هاي خودمان طراحي تبليغاتي مي‌كرديم تا حداقل كارمان در داخل كشور در اين موضوع حساب شده مي‌بود، اما اينگونه نشد ولي بايد از اين پس تلاش كنيم تا ماهيت واقعي اين فرد را هرچه بيشتر به افكار عمومي دنيا بشناسانيم و الا تا 10 سال ديگر مي بينيد كه از صدام يك قهرمان ساخته اند.
وي در پاسخ به سؤالي درباره نوع مرگ صدام و ارتباط آن با تبديل شدن صدام به يك قهرمان در افكار عمومي اعراب، گفت : رئيس جمهور روماني بلافاصله بعد از خلع شدن، اعدام شد؛ موسوليني در ايتاليا بلافاصله پس از دستگيري اعدام شد و ميلوشويچ هم سكته قلبي كرد و مرد، اما صدام داستان ديگري دارد.
بهشتي پور با اشاره به نوسان مواضع صدام، ادامه داد:زماني او در جهت منافع آمريكا عمل مي كرد و در سالهاي آخر، رو در روي آمريكا قرار گرفت، اما رو در رويي او نيز دقيقاً به نفع آمريكا بود.
وي با تاكيد بر اين كه جنايات صدام، هم عليه شيعيان و هم عليه اهل سنت بوده است، تاكيد كرد:در جريان جنايات صدام، تعداد زيادي سني هم كشته شده اند كه بايد اين را به گوش افكار عمومي جهان برسانيم كه بايد براي اين كار برنامه ريزي وجود داشته باشد تا بتوانيم اين موضوع را اعلام كنيم كه جنايات صدام فقط عليه شيعيان نبوده است.

* آشنا:فيلم غيررسمي اعدام صدام به سفارش «الجزيره» گرفته شد

حسام‌الدين آشنا استاد علوم ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) در اين كنفرانس مطبوعاتي خاطرنشان كرد: در خصوص مواجهه با اعدام صدام، چه «خيابان‌هاي جهان عرب» و چه «كاخ‌هاي جهان عرب» رويكردهاي متعارضي به اعدام صدام نشان دادند كه اين خود ناشي از عملكرد دو جنبه‌اي صدام بوده است.
وي با بيان اين‌كه صدام در ميان جهان عرب دو چهره داشته، تصريح كرد: براي عرب‌ها صدام به عنوان اولين حاكم عربي است كه در ساليان اخير شهامت مقابله با اسرائيل و آمريكا را داشته است.
به گفته وي، به خصوص در جريان انتفاضه فلسطين صدام كمك‌هاي مشخصي را به انتفاضه فلسطين انجام داده بود و در واقع همين كارهاي نمايشي صدام در دهه‌هاي اخير، زماني كه همه حكام عربي ساكت بودند و تلاشي در اين جهت نمي‌كردند، چهره‌اي متمايز از او ساخته است.
استاد علوم ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به چهره ديگر رئيس‌جمهور مخلوع عراق اظهار داشت: اگر عرب‌ها حمله صدام به ايران را خيلي با اهميت تلقي نكردند، اما حمله صدام به كويت در ساختن يك چهره پليد و اهريمني از صدام بي‌اثر نبود و در واقع، صدام به عنوان يكي از نمادهاي بارز ديكتاتوري در جهان عرب است.
آشنا با بيان اين‌كه پاسخ جهان عرب به سقوط بغداد، محاكمه و اعدام صدام بحثي قابل فهم است و ساختاري منطقي دارد، يادآور شد: مردم كشورهاي عربي از يك طرف از سقوط ديكتاتوري صدام خوشحال شدند، اما از طرف ديگر چون شاهد بودند يك نيروي بيگانه و خارجي اين استبداد را سرنگون كرده است، ناخشنود بودند.
وي با اشاره به زمان در نظر گرفته شده براي اعدام صدام يادآور شد:در جهان اسلام و عرب اين گونه در اذهان تداعي شد كه اعدام در روز عيد قربان امري است كه در طول تاريخ، فقط يكبار آن‌هم در زمان حكومت اموي اتفاق افتاده است. در آن زمان حاكم بني‌اميه گفت هر كس قرباني مي‌آورد و من هم براي قرباني رئيس سلسله جهميه را قرباني مي‌كنم؛ بنابراين امروز هم صدام در جهان عرب به عنوان يك قرباني در راه خدا تلقي شده است.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) با بيان اين‌كه تصوير بزرگ جنايات صدام در حق بشريت بواسطه تصوير كوچك اعدام اين ديكتاتور تحت تاثير قرار گرفته،‌ با اشاره به نحوه اجراي حكم اعدام خاطرنشان كرد: مسئله اعدام صدام توسط حاميان مقتدي صدر و نيز فيلمبرداري مخفيانه واقعه اعدام، كه با زير نويس دقيقي هم در شبكه الجزيره پخش شد، در اذهان جهان سني تداعي كرد كه اين اعدام نه به خاطر يك دادگاه عادلانه بلكه به خاطر انتقام گيري شيعيان بوده است.
وي در پاسخ به اين سؤال كه نحوه انتشار خبر اعدام به چه صورت بوده و چرا تصاويري كه فلش‌هاي آن‌ها را در فيلم مشخص است منتشر نمي‌شود،‌ يادآور شد: در خصوص اعدام صدام بايد دو مسئله را از هم تفكيك كنيم. يكي آن مسائلي است كه مربوط به دولت عراق مي‌شود و ديگري مسائلي است كه در دست دولت عراق نيست. محاكمه صدام حسين توسط يك دادگاه عراقي و خارج از چارچوب‌هاي ICC انجام شده است. البته يك هيئت از قضات آمريكايي با دقت مسئله را پيگيري مي‌كردند كه گزارش خود را هم دادند و خود ICC هم گزارش خود را داد. يعني اين دادگاه از كيفيت حقوقي و حقوق بشري بالايي برخوردار بوده است.
آشنا با بيان اين كه بايستي مسئله شرايط داخلي عراق را در خصوص اعدام صدام در نظر گرفت افزود: معلوم نيست كه آمريكا اصراري در اعدام صدام داشته است، بلكه شواهد نشان مي‌دهد مالكي و حكيم بر اعدام وي اصرار كرده‌اند. آمريكا در قبال اعدام صدام در موضع‌گيري خود اعلام كرد اگر چه با اين اعدام موافق نيستيم اما مداخله‌اي هم نمي‌كنيم؛ بنابراين از اين طريق خود را از اتهام مبري كرد.
به گفته استاد ارتباطات دانشگاه امام صادق‌(ع) مسائلي از اين قبيل كه اين حكم در روز عيد قربان اجرا شد، تصويربرداري با چه كيفيتي انجام شد و اين‌كه چه كساني در اعدام صدام حضور داشته‌اند و چه چيزهايي گفته‌اند،‌ يك تصميم عراقي است و تا اين مرحله از قضيه، ما بايد در خصوص اين مسائل با دولت عراق گفت‌وگو كنيم.
وي يادآور شد: مسئله دوم اين است كه تصاوير گرفته شده از اعدام صدام تصاوير كاملاً مديريت شده‌اي است. روشن است كه سياست دولت عراق اين نبوده كه لحظه حلق‌آويز شدن صدام تصويربرداري شود و يا اين هم نبوده كه صداي حاشيه‌اي در اين فيلم پخش شود. موفق‌الربيعي مشاور امنيتي دولت عراق مي‌گويد صدام از لحظه‌اي كه فهميد دوربين در صحنه اعدام وجود دارد رفتارش مقتدرانه‌تر شد. واقعيت اين است كه همه در مقابل دوربين به گونه‌اي و در غياب دوربين به گونه‌اي ديگر عمل مي‌كنند، صدام هم دو انتخاب داشت، اين كه التماس كند كه فايده‌اي براي وي در تغيير تصميم اعدام‌كنندگان نداشت و يا اين كه طي اين ثانيه‌هاي آخر تصويري مقتدر از خود نشان دهد.
آشنا با بيان اين‌كه صدام يك فرصت چند دقيقه‌اي داشت كه از 30 سال حكومت خود تصويري مناسب نشان دهد، تصريح كرد: در جريان اجراي اين حكم،‌ دو دوربين وجود داشت. يك دوربين رسمي كاملاً مديريت شده از سوي دولت عراق ضبط و پخش اين جريان را بر عهده داشت. اما در ميان كساني كه در جريان اعدام صدام حضور داشتند، از چهره‌هاي حامي مقتدي صدر و از ميان آن‌ها افرادي با انگيزه‌هاي گوناگون نيز حضور داشتند. الجزيره توانست توافقاتي با يكي از اين افراد انجام دهد و در قبال مبلغي پول، فيلمي را كه وي با موبايل گرفته بود،‌ بدست آورد.
به گفته آشنا،‌ مداركي وجود دارد كه نشان مي‌دهد الجزيره براي تصويربرداري با موبايل اقداماتي مذاكراتي انجام داده است. تصوير دوربين دوم كه با موبايل گرفته شده، تصويري است كه از بابت عدم رسميت خود معتبر شده است. در واقع نارسمي بودن و منتسب نبودن فيلمبرداري اين تصاوير به يك دولت يا گروه خاص، باعث كسب اعتبار براي اين فيلم مي‌شود.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به نظر ميشل فوكو در رابطه با «مجازات» اظهار داشت: فوكو مي‌گويد به محض اين كه مجازات بر روي جاني انجام مي‌شود، او به يك قرباني تبديل مي‌شود. تا وقتي زندگي مي‌كند، مجرم است اما وقتي دچار مجازاتي مثل اعدام مي‌شود، چون در نهايت بينندگان يك فرد بي‌دفاع را در حال حلق‌آويز شدن مي‌بينند احساس رافت انساني‌شان برانگيخته مي‌شود. بنابراين فيلمبرداري و انتشار اين فيلم،‌ چنين موضوعي را در ذهن جهان عرب تداعي كرده است.
وي ادامه داد: تصويربرداران رسمي متعلق به دولت عراق، هوشمندانه تصوير را تا مرحله حلق‌آويز شدن صدام قطع كردند تا حس ترحمي ايجاد نشود و كساني هم كه مخفيانه فيلمبرداري كردند، هوشمندانه اين كار را انجام دادند تا اين حس را برانگيزند.
آشنا در پاسخ به سؤالي در خصوص شبكه تلويزيوني الجزيره، در اين خصوص كه آيا اين شبكه در اقدامي هماهنگ با رسانه‌هاي آمريكا اين فيلم را با زيرنويس منتشر كرده،‌ تصريح كرد: تحليل الجزيره كار ساده‌اي نيست. موسس شبكه الجزيره و اولين رئيس اين شبكه،‌ تقريباً بعد از سقوط صدام كنار گذاشته شد. در ميان اسناد اداره استخبارات عراق، نوار ويدئويي ديدار رئيس اول شبكه الجزيره با عدي پسر صدام كشف شد كه اين فيلم هم‌اكنون در اينترنت موجود است. در واقع الجزيره متهم به اين است كه از عراق پول كلاني گرفته تا هواي صدام را داشته باشد. لذا بيش از اين‌كه الجزيره متهم به ارتباط با آمريكا باشد، فعلاً طبق اسنادي كه وجود دارد بايد بگوئيم كه روابط بسيار نزديكي با دولت عراق داشته است.
وي با اشاره به روايت رسمي ايجاد شبكه الجزيره خاطرنشان كرد: گفته مي‌شود كه مجموعه‌اي از روزنامه‌نگاران كشورهاي عربي كه ديگر در چارچوب نظام‌هاي ديكتاتوري جهان عرب نمي‌توانستند كار و زندگي كنند، دور هم جمع شدند. پيشنهاد ايجاد BBC عربي آرمان بزرگي براي روزنامه‌نگاران جهان عرب بود، اما به دلايلي BBC عربي نتوانست به كار ادامه دهد.
اين استاد دانشگاه افزود: با تعطيلي BBC عربي، 200 عنصر رسانه‌اي كه آموزش‌هاي حرفه‌اي ديده بودند، از بالاترين سطوح رسانه‌اي تا تكنيسين‌هاي BBC عربي سابق، بيكار شدند. آن‌ها به جاي اين‌كه متفرق شوند به وسيله سران اصلي خود شروع به بازاريابي كردند و به جا‌هاي مختلفي رفتند و پاسخ‌هاي «نه» شنيدند. به قطر كه رسيدند دولت قطر فرصت خواست تا پروژه را به امير قطر معرفي كنند و سرانجام قرارداد يكساله‌اي با قطر بسته شد با اين فرض كه قرارداد بعد از يكسال قابل تغيير است. بعد از يكسال كار به جايي رسيد كه شهرت الجزيره از شهرت قطر بيشتر شد و دولت قطر هم از اين مسئله راضي بود.
آشنا اظهار داشت: در ديداري كه با آقاي وضاح خنفر رئيس فعلي الجزيره داشتم، از ايشان پرسيدم كه در قبال اين فعاليت،‌ دولت قطر از شما چه درخواستي داشته، كه خنفر جواب داد از ما قول گرفتند كه با دولت قطر كاري نداشته باشيم، از نظر رئيس شبكه الجزيره جالب بود كه چنين خواسته‌اي مطرح كرده‌اند، چرا كه به نظر آقاي خنفر دولت قطر اصلاً چيزي نداشت كه بتواند براي اين شبكه جالب باشد.
وي با بيان اين‌كه در الجزيره از عنصر كاملاً طرفدار ايران تا عنصر كاملاً لائيك و طرفدار آمريكا وجود دارد، تصريح كرد: در الجزيره كسي بوده كه با يك واسطه مي‌توانسته با بن لادن ارتباط داشته باشد و از طرف ديگر كسي هم وجود داشته كه مي‌توانسته مقامات آمريكايي را به شبكه دعوت كند.
آشنا با بيان اين‌كه اگر الجزيره را پروژه‌اي امريكايي در نظر بگيريم، بحث دموكراتيزه كردن خاورميانه توسط آمريكا توسط اين شبكه انجام مي‌گيرد،‌ اظهار داشت: الجزيره در سنت‌شكني و اسطوره شكني در جهان عرب با سرعت زيادي عمل مي‌كند و بخشي از محبوبيت خود را از اين طريق به دست مي‌آورد و در واقع الجزيره اولين شبكه‌اي بود كه تابوي حضور اسرائيلي‌ها در رسانه‌هاي عربي را شكسته است.

* فياضي:آمريكا از مرده و زنده صدام بيشترين بهره‌برداري را كرد

جلال فياضي مدير عامل خبرگزاري ايرنا نيز در ميزگرد بازتاب رسانه‌اي اعدام صدام كه در موسسه ايران انجام شد، اظهار داشت:ما مجموعه اقدامات برخي رسانه‌ها در جريان اعدام صدام را يك پازل رسانه‌اي مي‌دانيم كه امپراتوري رسانه‌اي امريكا آن را طراحي كرده است.
وي با اشاره به تلاش امريكا براي استفاده از افكار عمومي افزود: تاريخ مصرف صدام براي امريكا تمام شده بود و از سويي نيز امريكا از سوي افكار عمومي كشورش تحت فشار است، در حالي كه خروج از عراق را يك افتضاح تاريخي براي خود مي‌داند.
فياضي تصريح كرد: امريكا تلاش كرد تا براي توجيه حضور خود در منطقه، از صدام بهره برداري كند،تا آبرومندانه خود را از باتلاق عراق نجات دهد.
وي با بيان اين كه امريكا بيشترين بهره برداري را از مرده و زنده صدام كرد، اظهار داشت: آمريكا مي‌خواهد افكار عمومي را توسط رسانه‌ها تنها به سمت تحقق اهداف خود به پيش ببرد و اين كار جز با دامن زدن به جنگ شيعه و سني مقدور نيست.





ريا بنت همام و صدام بن حسين

18 01 2007

العصر الملكي البائت أو في العصر الجمهوري الحالي

أنها وقفت أمام المشنقة في سجن الحضرة مديرية الإسكندرية محافظة ألان بمنتهى الشجاعة

لم تبكى أو تنهار كأختها سكينة

لم تفقد الوعي كزوجها حسب الله أو تدمع و تولول كباقية رجال عصابتها و الذين أتذكر منهم ألان عبد العال و عبد الرازق ,الرجال الذين جعلوا عروس الأبيض المتوسط لا تنم

وقفت كالرجال بوجهها القاسي

لم تهتم للحقيقة أنها ستترك ابنتها “بديعة” للمجهول

لم تظهر بادرة أو لحظة ندم على ما ارتكبته من جرائم في حق أناس أبرياء

لم تهتم و ربما لم تعترف تلك المرأة الأمية الجاهلة أنها أصبحت أول امرأة تعدم في مصر الحديثة

وقفت و أمام حبل المنشقة و بجوارها عشماوي و مساعديه و الضباط و رجل الدين فأجات الجميع عندما وضعت حبل المنشقة في عنقها قائلة بلهجة قوية مختلطة من لهجتاي الصعيد الذي ولدت و عاشت فيه و الإسكندرية التي عاشت فيها أخر فصول حياتها لترتكب ما ارتكبته من آثام لم ينسها المجتمع المصري و لم يجد في بشاعتها سوى آثام رمضان الشهير بالتوربيني و عصابته

وقفت وقالت

يالا بقى هو إحنا قدامنا اليوم بطوله !!

و بالفعل كان يوما طويل أعدمت فيه مع عصابتها لتضع نهاية هي البداية لأسطورة أشهر امرأتين في تاريخ مصر الأجرامى

الغريب ان لم يهتم أو يقول احد ان ريا بطلة لموقفها الثابت أمام حبل المشنقة

الغريب ان لم يهتم احد لمعرفة تاريخ هذه المرأة و اعتبرها ضحية لظروف اجتماعية و اقتصادية ظالمة

الغريب ان لم يهتم احد في اعتبار ريا ليست القاتلة الفعليةحيث ان دورها الأساسي هو التخطيط و استدراج و خداع ضحاياها من النساء ليلقن حتفهن على يد رجالاتها كما أطلق عليهم الكاتب الصحفي صلاح عيسى

الغريب ان لم يعتبرها احد نصيرة للأخلاق التي تدعو إليها الأديان لنبذ الرزيلة حيث ان معظم ضحاياها كن عاهرات

ربما لان بالماضي كان للبشر أهمية و كان قتل الإنسان بغير حق يعتبر جريمة و القصاص بأن من قتل يقتل و لو بعد حين بغض النظر عن منفذ القصاص و سببه عقيدتة

ربما لان المعايير الأخلاقية لم تكن فسدت بعد

ربما لان العصبية القبلية و الطائفية لم تكن ظهرت بعد

ربما لكل هذه الأسباب ريا بنت همام فرح فيها الشعب المصري خاصة السكندرى

لأنه يعلم تمام اليقين أنها عاثت في الأرض فسدا فحق عليها حكم الإعدام و لم يبكى عليها أحدا ربما ابنتها الوحيدة إلى ان رحمها الله و توافها بعد سنتين رحمة بها ان تذل و توصم بأنها ابنة ريا بنت همام

كفاية بقى فصحى أرجوك اعذورنى علشان أنا بقرا حاليا النسخة الأصلية من ألف ليلة و ليلة فتأثرت بأسلوب شهرزاد الروائي

على أية حال اخش على الموضوع صدام حسين وقف قدام المشنقة و الطبلية جامد لايهتز ده حلو و جميل بس مذكور أعلاه ان ريا سفاحة الإسكندرية الشهيرة بردو وقفت قدام المشنقة زى الرجل

معرفش قالت الشهادة زى صدام ولا إيه حقيقي

النهاردة شوفت صور من مجزرة حلبجة الكردية البشعة و ووجدت رضع و أطفال في أحضان أمهاتهم ساكنيين شاحبين ميتين

أخر أفكارهم لا اعلم ما هي

و لكن اعلم من قتل نفس حرم الله عز وجل من سبع سماوات قتلها فكأنما قتل الناس جميعا

اعلم ان من الخطأ تعظيم من أمر بقتل هولاء و غيرهم بجعله سيد الشهداء ندا لسيد شهداء الجنة الحسين رضي الله عنه

قول الشهادة ليس دليل على شهادته

هولاء ربما لم يتسنى لهم الوقت لقول الشهادة ألن ينالوها ؟؟

لا أريد ان اقسم قسما عظيما و لكنى أريد ان أنال شرف الشهادة مثل هولاء الإبرار

الم يعتدى صدام و نظامه و من خلفه من الأمريكان على حرمة أعظم من حرمة العيد الأضحى إلا وهى النفس البشرية

الشيء الوحيد الذي اندم عليه في إعدامه هو عدم محاسبته على جميع ما ارتكبه في حق البشر أجمعين

سؤال لمريدي صدام

لو ان صدام اعدم في العراق الحر المستقل في محكمة عادلة يا ترى ها تعملوا مجالس عزاء؟؟

لتصبح أيامنا كرب وبلاء إذا عظمنا من استعبد البشر و قد ولدتهم أمهاتهم أحرار