درگيری؟ جنگ مخفيانه آمريکا با ايران

12 02 2007

درگيری؟ جنگ مخفيانه آمريکا با ايران

صفه اول مقاله نيوزويک
به نوشته نيوزويک موضعگيری های احمدی نژاد باعث تيرگی بيشتر روابط دو کشور شده است

هفته نامه آمريکايی نيوزويک در شماره اخير خود مطلبی را به بحران جاری در روابط ايران و آمريکا اختصاص داده است.

در آغاز اين مقاله که با عنوان “درگيری؟ جنگ مخفيانه آمريکا با ايران” و به قلم مايکل هرش و مازيار بهاری به چاپ رسيده، ماجرای دستگيری جلال شرفی، ديپلمات ايرانی دربغداد گزارش شده است که، به گفته نويسندگان مقاله، توسط گروهی متشکل از بيست فرد مسلح در اونيفورم گارد ملی عراق، بازداشت شد.

نيوزويک به نقل از ديپلمات های ايرانی می نويسد که مهاجمان به واحدی تحت نظر نيروهای آمريکايی تعلق داشتند و می افزايد که يک مقام امنيتی سابق عراق نيز تاييد کرده است که اين افراد عضو يک واحد مستقر در فرودگاه بغداد بودند که در برابر افسران نيروهای ويژه آمريکايی پاسخگوست.

نويسندگان مقاله با يادآوری بازداشت تعدادی ديگر از ايرانيان در بغداد و اربيل، و اتهام ايالات متحده در اين مورد که ايران احتمالا در ربودن و قتل چهار سرباز آمريکايی در کربلا دست داشته است، می افزايند که طبيعی است چنين وقايعی فکر مقامات ايرانی را به خود مشغول کند.

نيوزويک می افزايد برخی از ناظران اينگونه حملات لفظی آمريکا عليه ايران را تاروپود يک انگاره نگران کننده عليه اين کشور می دانند و از قول يک کارمند سابق کاخ سفيد می نويسد که برخی از مشاوران جورج بوش مخفيانه در صدد يافتن بهانه ای برای حمله نظامی به ايران هستند و دست به اقداماتی می زنند تا ايرانيان را به شدت تحريک کرده و به بروز واکنشی وادار سازند که آمريکا را ناگزير از اقدامات تلافی جويانه کند.

به نوشته نيوزويک در حاليکه ايران معتقد است که ايالات متحده در صدد سرنگونی رژيم اين کشور است، آمريکاييان نيز ايران را متهم می کنند که می کوشد در تلاش اين کشور برای ايجاد ثبات در خاورميانه اخلال کند و در صدد دستيابی به تسليحات اتمی است

اين هفته نامه يادآور می شود که روابط ايران و آمريکا از زمان کودتای سال 1953 (1332)دشوار و از زمان پيروزی آيت الله خمينی در انقلاب سال 1979 متشنج بوده و با انتخاب جورج بوش در آمريکا و محمود احمدی نژاد در ايران، دو کشور تحت نظر کسانی اداره می شوند که نسبت به يکديگر کاملا بی اعتماد هستند و در باره سلامت فکری يکديگر ترديد دارند و در حاليکه ايران معتقد است که ايالات متحده در صدد سرنگونی رژيم اين کشور است، آمريکاييان نيز ايران را متهم می کنند که می کوشد در تلاش اين کشور برای ايجاد ثبات در خاورميانه اخلال کند و در صدد دستيابی به تسليحات اتمی است.

در ادامه مقاله، نويسندگان می گويند که با وجود اين خصومت ديرين، بين دو کشور دوره های همکاری و تلاش برای آشتی هم وجود داشته و از جمله به هماهنگی آمريکا و ايران پس از حملات يازدهم سپتامبر سال 2001 در آمريکا و حمله ايالات متحده به افغانستان اشاره می کنند.

يازدهم سپتامبر و مسير آشتی

نيوزويک می نويسد که پس از حمله انتحاری يازدهم سپتامبر، محمد حسين عادلی، معاون پيشين وزارت خارجه، موفق شد رهبران جمهوری اسلامی را به محکوم کردن اين عمليات قانع کند و از قول آقای عادلی نقل می شود که ايران در عين حال می خواست علاقمندی خود را به آشتی با آمريکا نشان دهد.

ممد سين عادلی
به نوشته نيوزويک عادلی رهبران ايران را وادار کرد از حملات يازدهم سپتامبر ابراز تاسف کنند

به نوشته اين هفته نامه، در حاليکه تلاش برای بهبود روابط ادامه داشت، رييس جمهوری آمريکا در سخنرانی خود ايران و کره شمالی را در کنار عراق از تشکيل دهندگان “محور شرارت” توصيف کرد هرچند، به گفته يکی از سخنرانی نويسان جورج بوش، دليل اشاره به ايران و کره شمالی اين بود که مقامات ارشد آمريکايی نمی خواستند تنها از عراق نام ببرند در حاليکه رييس جمهور آمريکا در آن زمان طرح حمله به عراق را در سر می پروراند.

نويسندگان مقاله از اين سخنرانی به عنوان عاملی برای عقب راندن اصلاح طلبان ايرانی طرفدار بهبود روابط با آمريکا ياد می کنند اما می افزايند که بازهم جنگ ديگری – اين بار جنگ عراق – باعث نزديکی ايران و آمريکا شد زيرا آمريکاييان مايل به کمک ايران در صورت آواره شدن مردم عراق در اثر جنگ بودند در حاليکه ايرانيان نيز می خواستند آمريکاييان پس از سقوط رژيم عراق، مجاهدين خلق را با تعدادی از فعالان القاعده که در ايران بازداشت شده بودند مبادله کنند.

نيوزويک می نويسد که اين پيشنهاد به دليل نگرانی برخی مقامات آمريکايی در مورد نحوه رفتار با مجاهدين خلق در صورت تحويل به ايران و هشدار برخی ديگر در مورد از دست ندادن گزينه های مختلف، مورد قبول آمريکاييان قرار نگرفت.

  شورشيان سنی در عراق چند آمريکايی را به قتل برسانند و چند برگه شناسايی ايرانی را در کنار آنان قرار دهند تا جنگی تمام عيار را به راه اندازند

نيوزويک

در ادامه مقاله آمده است که در همين زمان، يک پيام دو صفحه ای با فاکس از ايران برای مقامات آمريکايی ارسال شد که حاوی پيشنهاد مذاکرات دو جانبه بود و به نظر می رسيد که ايرانيان حتی حاضر بودند در مورد فشار بر گروه های حزب الله لبنان و حماس (يا لااقل تبديل آنها به سازمان های صلح طلب) و شفافيت کامل در مورد برنامه هسته ای خود با آمريکاييان گفتگو کنند و در مقابل، ايالات متحده رفتار خصمانه خود را کنار بگذارد و تحريم های اقتصادی عليه ايران را لغو کند.

نيوزويک می نويسد که اين نامه با واکنش متفاوت مقامات آمريکايی مواجه شد و چند روز بعد، هنگامی که انفجار بمب در عربستان سعودی بيست و نه نفر از جمله چند شهروند آمريکايی را کشت، تندروها در دولت آمريکا فورا ايرانيان را مسئول دانستند و گفتند که شنود مکالمات تلفنی يکی از رهبران القاعده که ظاهرا در اين ايران بازداشت شده نشان داده که وی دستور اين بمب گذاری را صادر کرده است.

اين هفته نامه در توجيه نگرش خصمانه دولت آمريکا نسبت به جمهوری اسلامی می نويسد که کالين پاول، وزير خارجه سابق آمريکا، از جمله کسانی است که می گويد جورج بوش آماده نبود با رژيمی وارد معامله شود که به نظر وی اصلا نمی بايست زمام امور ايران را در دست داشته باشد و اقدامات وزارت خارجه ايالات متحده برای ترغيب دولت به تماس ديپلماتيک با ايران و سوريه همواره با مقاومت شديد نزديکان رييس جمهوری مواجه می شد.

نيوزويک با ذکر خلاصه ای از سابقه بحران هسته ای ايران، می نويسد که علاوه بر اتهام حمايت از تروريسم، دولت آمريکا نسبت به برنامه های هسته ای ايران نيز ظنين بوده هر چند از حل اين مساله از راه های ديپلماتيک حمايت می کرد.

صعود ستاره بخت ايران و سياست جديد آمريکا

اين هفته نامه يادآور می شود که در تابستان سال گذشته، به نظر می رسيد که ستاره بخت ايران رو به صعود است و عملکرد حزب الله لبنان در برابر حمله اسرائيل باعث جلب حمايت افکار عمومی جهان عرب از محمود احمدی نژاد، به عنوان يکی از حاميان اصلی اين گروه و باعث آن شد که مقامات ايرانی گرفتار غرور شوند و آقای احمدی نژاد نه تنها اظهارات خود درباره هولوکاست را پس نگيرد بلکه تهديد به وضع تحريم های سازمان ملل را هم بی اهميت قلمداد کند.

در همانحال، به نوشته نيوزويک، در حاليکه کشورهای عرب سنی مذهب نسبت به گسترش نفوذ ايران در منطقه احساس خطر می کردند، ناکامی حزب جمهوريخواه در انتخابات کنگره آمريکا باعث بروز اين نگرانی در اسرائيل شد که ممکن است اين کشور ناچار باشد به تنهايی با تهديد ايران دست و پنجه نرم کند ولی مقامات آمريکايی، تا حدودی در مشورت با بريتانيا، يک استراتژی جديد را برای ضربه زدن به بخش های مختلف نظام ايران تدوين کردند.

 ژنرال های آمريکايی بر اين باورند که عمليات ولو گسترده نظامی تنها می تواند برنامه هسته ای ايران را برای مدتی به تعويق اندازد و تنها راه از ميان بردن تهديد ايران، سرنگونی رژيم اين کشور است در حاليکه ايالات متحده نفرات نظامی لازم را برای دست زدن به چنين اقدامی در اختيار ندارد

نيوزويک

اين هفته نامه می نويسد که منتقدان سياست جديد آمريکا می خواهند بدانند چه مقدار از اين استراتژی جديد شامل عمليات نظامی است هرچند مقامات ارشد دولت آمريکا در هفته های اخير وجود برنامه های برای حمله به ايران را تکذيب کرده اند.

نيوزويک اظهار می دارد که با وجود انکار رسمی طرح حمله به ايران، وزارت دفاع نقشه های اضطراری برای جنگ کامل عليه ايران را تدوين کرده که شامل حمله به سيستم دفاع هوايی، تاسيسات هسته ای و شيميايی، پايگاه های موشکی، پايگاه های دريايی سپاه پاسداران در خليج فارس و مراکز اطلاعاتی اين کشور است اما در عين حال، ژنرال های آمريکايی بر اين باورند که عمليات ولو گسترده نظامی تنها می تواند برنامه هسته ای ايران را برای مدتی به تعويق اندازد و تنها راه از ميان بردن تهديد ايران، سرنگونی رژيم اين کشور است در حاليکه ايالات متحده نفرات نظامی لازم را برای دست زدن به چنين اقدامی در اختيار ندارد.

نيوزويک سپس به اختلافات ايران و آمريکا در مورد عراق می پردازد و می نويسد که ايالات متحده مقامات جمهوری اسلامی را به تجهيز شورشيان عراقی متهم می کند اما در نهايت، شواهد ارايه شده نمی تواند نشان دهد که آيا اين تجهيزات توسط دولت ايران به شورشيان منتقل شده يا قاچاقچيان اسلحه و عناصر خودسر در سپاه پاسداران در آن دست داشته اند.

اين نشريه نتيجه می گيرد که در حال حاضر، پيکان اصلی تهاجم آمريکا عليه ايران را اقدامات سياسی تشکيل می دهد و از جمله محدوديت های بانکی ايالات متحده عليه جمهوری اسلامی به تدريج آثار اقتصادی خود را آشکار می سازد.

به نوشته نيوزويک، بدی اوضاع اقتصادی باعث کاهش محبوبيت محمود احمدی نژاد در ميان رای دهندگان شده است که البته اگر وی همچنان از حمايت آيت الله خامنه ای برخوردار می بود، اهميتی نداشت اما به نظر می رسد که رييس جمهوری به تدريج اين حمايت را هم از دست می دهد.

به نوشته نيوزويک، نزديکان آيت الله خامنه ای گفته اند که وی مسئوليت تحريم های شورای امنيت را متوجه لفاظی های احمدی نژاد عليه اسرائيل و سخنان وی در باره هولوکاست می داند.

نويسندگان مقاله با ابراز اين نظر که طی پنج سال اخير، هر گاه آمريکا يا ايران به امتيازی نسبت به ديگری دست يافته، در استفاده از آن راه افراط پيموده است، می نويسند که در حال حاضر هم فشار بيشتر بر احمدی نژاد می تواند باعث مظلوم جلوه کردن وی در فرهنگی مبتنی بر شهادت شود و محبوبيت او را افزايش دهد در حاليکه کافی است شورشيان سنی در عراق چند آمريکايی را به قتل برسانند و چند برگه شناسايی ايرانی را در کنار آنان قرار دهند تا جنگی تمام عيار را به راه اندازند.

نويسندگان مقاله نيوزويک در خاتمه می نويسند که: مانند مواقع متعدد ديگر در تاريخ رابطه پيچيده دو کشور، اينک لحظه بهره برداری از فرصت و به همان ميزان هم زمان خطری بزرگ است.


Actions

Information

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s




%d bloggers like this: