حقيقت كربلا/ حركت تاريخي امام حسين (ع) به سمت كوفه

22 01 2007

هنگامي كه امام حسين (ع) تصميم گرفت از مكه به سمت كوفه حركت كند، براي بني هاشم كه در مدينه بودند چنين نامه‌اي نوشت : بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم من‌الحسين بن علي‌الي بني هاشم، اما بعد،فانه مالحق بي‌منكم استشهد و من تخلف عني لم يبلغ الفتح والسلام …

به نام خداوند بخشنده مهربان.از حسين فرزند علي به‌بني هاشم، اما بعد:
بدانيد كه هر كس به من پيوست، به شهادت خواهد رسيد و كسي كه به مخالفت از پيروي من كرد، به پيروزي و سعادت نخواهد رسيد.(بصائرالدرجات، ص ‪ -۴۸۱‬دلايل الامامه طبري ، ص ‪( ۷۷‬
امام همچنين به “ام سلمه ” همسر پيامبر اعظم (ص) كه به بدرقه وي آمده بود، فرمود:اي مادر!اگر امروز نروم فردا مي‌روم و اگر فردا نروم روز بعدش مي روم، من آن روز و ساعت و مكاني را كه در آن كشته مي‌شوم مي‌دانم و جاي دفن خود مي‌شناسم و اگر بخواهي محل شهادت خود را به تو نشان خواهم.(خرائج راوندي، ص ‪( ۲۶‬
اين مقدمات نشان مي‌دهد كه امام براي رفتن نه تنها قصد جدي داشت و آن را يك تكليف مي‌دانست بلكه براي رفتن خود به سمت كوفه و كربلا برنامه ريزي كرده بود.

از جمله كساني كه امام حسين (ع) هنگام عزيمت از مكه به سمت كوفه با وي گفت و گو كرد، “ابن عباس” است. در روز هشتم ذي الحجه يا قبل از آن بود كه ابن عباس به امام گفت :اي پسر عمو! بگو بدانم تصميم تو چيست ؟ امام حسين (ع) در پاسخ فرمودند: من به خواست خدا امروز يا فردا عازم حركت به سوي عراق هستم .( تاريخ طبري ، ص ‪( ۲۷۳‬
در همان منبع ذكر شده است كه وقتي ابن عباس از امام خواست كه به سوي كوفه نرود، امام حسين در پاسخ فرمود: ابن عباس ! اينها نامه‌هاي بسياري است كه اهل كوفه نوشته‌اند و مرا دعوت كرده‌اند ، ناگزير بايد دعوت آنها را بپذيرم .

” عبدالله‌بن جعفر طيار” همسرحضرت زينب (س) نيز از جمله بدرقه‌كنندگان امام حسين (ع) بود.

همان گونه كه پيشتر ذكر شد، امام حسين (ع) قبل از ترك مكه خطبه‌اي را خواند. آن خطبه مشهور به “خط الموت” است كه در چند محور عمده ” نزديكي مرگ به انسان ، اشتياق امام به مرگ به مثابه علاقه يعقوب به يوسف ، نداشتن راه فرار آدمي از مرگ ، رضاي خداوند، پاداش صابران ، نزديكي مومن به رسول الله(ص)، اعلام آماده‌باش به كاروانيان و به‌كاربردن لفظ “جانباز و ايثارگر” ، توسط امام حسين (ع) بيان شد.
* عزيمت امام از مكه به سمت كوفه و تغيير رفتار كوفيان
در روز هشتم ذي الحجه سال ‪ ۶۰‬هجري (‪ ۱۶‬شهريور‪ ۵۹‬شمسي و چهارم آگوست ‪ ۶۸۰‬ميلادي) امام همراه با كاروانيان از مكه خارج شد. ايشان با كاروان خود براي رسيدن به كوفه و كربلا ناچار بايد از منازل متعددي عبور مي‌كرد. در هر يك از اين منازل اتفاقاتي رخ مي‌داد كه در تاريخ ثبت شده است.

به دليل گسترده بودن اين اتفاقات، تنها به ذكر نام اين منازل و برخي رويدادهاي مهم مربوط به آن كه حكايت از صبر و بردباري و نيز علم و آگاهي امام به خصوص به رويكرد مردم كوفه دارد، اشاره‌اي مختصر خواهد شد.

“تنعيم ” ( محلي كه امروزه در داخل شهر مكه است و مسجدي در آن بنا شده كه اين محل يكي از ميقات‌هايي است كه حاجيان مي‌توانند در آن محرم شوند)، “صفاح “، ” ذات عرق”، ” خزيمه”، ” زرود” ( در اين محل يكي از نزديكترين ياران امام و از شهداي والامقام كربلا به‌نام زهير بن قين با دعوت مستقيم خود امام به وي پيوست )، ” ثعلبه” ، ” شقوق ” ، ” زباله” ، ” بطن العقبه” ، ” شراف “، ” بيضاه”، ” رهيمه “، ” قادسيه “، ” عذيب‌الهجانات”، ” مقاتل” و در نهايت چند روستاي نزديك به كربلا منازلي بودند كه امام در آن جا منزل مي‌كرد و حتي خطبه ايي را نيز مي‌خواند.

پس از اين منازل كاروان امام در نهايت به سرزميني به نام نينوا و يا كربلا مي‌رسد كه در اين مكان واقعه عاشورا به وقوع پيوست.

امام بارها در اين منازل و خطاب به بسياري از ياران و مردم روستايي و نيز شيعيان خود در بي‌وفايي دنيا و نيز برخي عادات و رفتار مردم كوفه سخن مي‌گفت.

امام در منزل گاه “صفاح ” (چند فرسخي مكه) با “فرزدق ” شاعر معروف و آگاه كه از كوفه مي‌آمد، ملاقات كرد و به او فرمود: در مورد من از كوفه چه خبر؟ و فرزدق پاسخ داد: قلوبهم معك والسيوف مع بني اميه و القضاء ينزل من السماء( دل‌هاي آنان با تو است! ولي شمشيرهايشان با بني اميه ، و قضا و تقدير از طرف خدا است).

اما پس از اين در كوفه اتفاقاتي افتاد كه شرح اين اتفاقات به امام نيز گزارش مي‌شد.

در منزلگاه “زباله” عبدالله بن سليمان به حضور امام رسيد و عرض كرد :
روز گذشته شخصي در بين راه به ما رسيد و از جاده منحرف شد، من از او پرسيدم، از كوفه برايم بگويد. اگر اجازه مي‌فرماييد آشكارا بگويم و اگر نه پنهان و محرمانه بگويم. امام فرمود: من چيزي را از اصحاب خود پنهان نمي كنم ، آشكار بگو.

عبدالله به امام عرض كرد: در كوفه مسلم و هاني را كشتند و پيكر پاك آن دو را در كوچه و بازار كوفه مي‌كشاندند. امام فرمود: انالله وانا اليه راجعون. و اين آيه را چند بار تكرا كرد.

در منزلگاه “شقوق” شخصي كه از طرف كوفه مي‌آمد، به امام گفت : مردم در كوفه عليه شما اجتماع كرده اند.

امام فرمود:امور در دست خداست ، هرچه خدا خواست همان مي‌شود و پرودگار ما هر روز داراي شان و ويژگي خاصي است. آنگاه اين اشعار خواند:
فان تكن الدنيا تعد نفيسه فدار ثواب الله اعلي و انبل
و ان تكن الارزاق قسما مقدرا فقله حرص المرء في الكسب اجمل و ان تكن الابدان للموت انشات فقتل امري بالسيف في الله‌افضل “اگر دنيا هر چند خانه خالي به شمار آيد ولي خانه پاداش خدا ( آخرت) بالاتراست و اگر رزق و روزي ها، بر اساس مقدرات الهي تقسيم شود، پس حرص كم مرد براي كسب آن نيكو تر است و اگر بدن‌ها براي مرگ ايجاد شده ، پس كشته شدن با شمشير در راه خدا بهتر است.(مقتل الحسين مقرم ، ص ‪ ۲۱۰‬همچنين ، مقتل خوارزمي ، ص ‪(۲۲۳‬


Actions

Information

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s




%d bloggers like this: